تبلیغات
حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ

لوگوی سه گوش

 افسر جنگ نرم - از مهران به تهران-عملیات مرصاد و ...
 
افسر جنگ نرم

در تیر ماه 1367 جمهوری اسلامی ایران رسماً قطعنامه 598 را پذیرفت. در حالی كه از بدو تصویب این قطعنامه در 30 تیر 1366، ایران آن را «رد» نكرده بود، اما ارتش صدام در تاریخ 31تیرماه 67 به خاك ایران حمله كرد و از منطقه جنوب به سمت خرمشهر و اهواز پیشروی كرد. پس از ضدحملات موفق ایران، ارتش عراق در جبهه های میانی و غرب كشور نیز به عملیات نظامی مبادرت كرد كه آنها هم با بسیج مجدد نیروهای مردمی و نظامی جمهوری اسلامی، ناموفق شدند.
نیروهای عراقی عقب نشینی كردند و رژیم عراق در اول و سوم مردادماه رسماً عقب نشینی خود را از جبهه های جنوب و میانی و غرب كشور اعلام نمود، اما همزمان عملیات مشترك عراق و سازمان مجاهدین خلق(منافقین)آغاز شد.
پیش از این منافقین در تحلیل درون گروهی خود، امكان موافقت ایران با قطعنامه را غیرممكن دانسته و به صراحت اعلام می كردند: «تنها در صورتی جمهوری اسلامی قطعنامه را خواهد پذیرفت كه به لحاظ سیاسی ـ نظامی و اقتصادی به بن بست كامل برسد. به عقیده آنان، این اقدام به منزله فروپاشی نظام خواهد بود.»

Mersad_01


تحلیل رجوی در مورد نتیجه جنگ این بود كه ایران به دلیل بسته بودن تمامی راه های بازگشت به صلح با عراق، ناچار به ادامه جنگ خواهد بود. هر قدر هم جنگ به طول بینجامد، از یك طرف توان نظامی و اقتصادی ایران بیشتر تحلیل می رود و از طرف دیگر بازگشت به سمت آتش بس و صلح غیرممكن تر می شود و این جنگ تا شكست ایران ادامه خواهد یافت. با اعلام خبر پذیرش قطعنامه از سوی ایران، نقشه ها و طرح های قبلی سازمان با بن بست مواجه شد.
در آن شرایط، سازمان در كنار امیدواری به داشتن پشتوانه خرده عملیات های مرزی، حمایت نمایندگان كنگره و سنای آمریكا را نیز یدك می كشید. در 30 خرداد 67، 138 نماینده كنگره و 14 سناتور آمریكایی طی نامه ای به «جرج شولتز» وزیر خارجه وقت آمریكا، از وی خواسته بودند كه به جنبش های مقاومت داخلی در ایران توجه كند و در همین راستا حمایت از سازمان ـ مستقر در عراق ـ را اكیداً توصیه كرده بودند. «مروین دایملی» نماینده كنگره آمریكا در روز دوشنبه 6 تیر ماه 67 در تظاهرات سازمان در واشنگتن شركت كرده و طی سخنانی كه از یكی از شبكه های تلویزیونی آمریكا هم پخش شد، اظهار داشت: «نباید دست از تلاش كشید، مطمئن باشید كه با كمی صبر و تلاش بیشتر به زودی از مهران به تهران رژه خواهید رفت.»
سازمان، نوار ویدئویی سخنرانی مزبور را برای كلیه كادرهای سازمان پخش كرد. اولین واكنش سازمان در مورد پذیرش قطعنامه از سوی ایران، برگزاری نشست رجوی با اعضا بود. عصر روز جمعه (31/4/67)، حدود ساعت شش بعدازظهر به قسمت های مختلف مستقر در قرارگاه اشرف و اردوگاه های دیگر ابلاغ شد كه همه برای سخنرانی رجوی رأس ساعت هشت در سالن عمومی حضور داشته باشند... ساعت در حدود 30/11 شب بود كه مسعود و مریم وارد سالن شدند... رجوی شروع به سخنرانی كرد. حدود نیم ساعت از شروع صحبتش گذشته بود كه ناگهان آن را قطع كرد و گفت:
«كارهای بزرگ در پیش داریم. مگر ما نگفته بودیم كه «اول مهران، بعداً تهران»؟ ]دست زدن حضار همراه با شعار «امروز مهران، فردا تهران»[ در همین زمان دو نفر نقشه بزرگی از ایران را آوردند و در سمت چپ او، در كنار نقشه دیگری كه قبلاً وجود داشت، نصب كردند و رفتند. پس از ساكت شدن جمعیت، رجوی به جلوی نقشه رفت و جلسه بدین گونه ادامه یافت:
دیگر وقت آن رسیده است كه به ایران برویم. طرح عملیات بزرگی را كشیده ایم كه در نهایت منجر به فتح تهران و سقوط رژیم می شود. (هورای جمعیت) البته این دفعه احتیاج به ماكت و كالك منطقه ای نداشتیم چون این بار قرار است به تهران برویم. (دست زدن حضار و شعار «امروز مهران، فردا تهران») البته نام آن را با عنایت به نام پیامبر اسلام «فروغ جاویدان» گذارده ایم. (صلوات حضار) و عملیات را به اسم امام حسین(ع) آغاز خواهیم كرد.»!

نیروهای حاضر در عملیات
نیروهای حاضر در این عملیات را در یك تقسیم بندی می توان به سه دسته تقسیم كرد:
1ـ نیروهایی كه از قبل در مجموعه ارتش آزادیبخش متشكل بودند و در عملیات های مختلف شركت داشتند و تجربیات خوبی از آن عملیات ها كسب كرده بودند. اینها از توانایی خوبی برخوردار بوده، آموزش دیده و از تابعیت تشكیلاتی و توانایی برخوردار بودند، تا آخرین لحظه می جنگیدند و هنگامی كه مهمات شان تمام می شد با نارنجك خودكشی می كردند و حاضر به تسلیم نبودند.
2ـ نیروهایی كه بنا به ضرورت طی یك فراخوان عمومی از اعضا و هواداران سازمان در كشورهای مختلف، به خصوص اروپا بسیج شده و به عراق روانه شده بودند. این دسته از نیروها با توجه به مدت محدود آموزش نظامی از كیفیت پایینی در عملیات برخوردار بودند. این تیپ ها روحیه جنگی نداشتند، آموزش دیده نبودند و حتی لوازم آرایش خود را به همراه آورده و با اقوام شان در ایران قرار ملاقات گذاشته بودند. تعدادی نیز مدارك تحصیلی خود را آورده بودند تا پس از فتح ایران، سهمی در قدرت بگیرند! به عبارت دیگر این گروه جهت سیاهی لشكر فراخوانی شده بودند.
3- اسرایی كه در عملیات های قبلی به اسارت سازمان درآمده بودند و با اقدامات توجیهی سازمان به آن جذب شده بودند و پس از آموزش های لازم در تیپ ها سازماندهی شده بودند. این عده حدود 800 نفر برآورد شده اند كه با وعده آزادی آمده بودند و انگیزه بسیار پایینی داشتند و توانایی نظامی مطلوبی نیز نداشتند و طبعاً در عملیات تلفات زیادی داشتند. البته عده كثیری از آنان از ابتدای درگیری های اسلام آباد فرار كرده از كوهستان های مجاور خود را به استان های دیگر رسانده بودند.
قابل توجه است كه عمدتاً فرماندهان عملیاتی سازمان در عملیات «فروغ» از رده های بالای تشكیلاتی بوده اند كه نظامی نبوده اند و بعضاً اصول اولیه فرماندهی یك عملیات نظامی را نمی دانستند. كلیه نیروهای سازمان، اعم از كادر و عضو و هوادار، به استثنای تعدادی كه هدایت و پشتیبانی را به عهده داشتند كه در این عملیات شركت كردند، مجموعاً در حدود 4500 تا 5000 نفر برآورد شده اند كه در حدود 25 درصد از آنان را زنان و دختران تشكیل می دادند.

پیامدهای شكست
شكست سنگین منافقین در عملیات فروغ جاویدان كه تنها طی چند روز اتفاق افتاد، پیامدهای زیادی برای سازمان به همراه داشت كه به طور گذرا به آنها اشاره می كنیم:
1- یكی از پیامدهای این عملیات، زیر سوال رفتن خط استراتژی سازمان، به تبع آن زیرسوال رفتن رهبری بود. سازمان استراتژی و برنامه های مختلفی را از ابتدای تأسیس و خصوصاً پس از پیروزی انقلاب مورد آزمایش قرار داده بود كه با ورود به فاز جدید و تشكیل ارتش آزادیبخش، همه آنها را به نوعی مردود و بی جواب قلمداد كرده بود و تنها راه مبارزه و براندازی نظام را نبرد مسلحانه و جنگ نوین ارتش آزادیبخش دانسته بود. با مطرح كردن این مسئله كه «صلح طناب دار رژیم است» و «هیچ گاه رژیم صلح نمی كند»، اقدام به عملیات های جدار مرز و نهایتاً چلچراغ و فروغ نمود و چون در عملیات فروغ جاویدان با شكست مواجه شد و صلح و آتش بس نیز میان ایران و عراق برقرار شد، لذا برای جبران این مسئله، رجوی علت شكست و ناكامی را در خود پرسنل سازمان و بی ایمانی و ضعف آنها عنوان كرده و گفت: «اگر ایراد و مشكلی هست در خود شماست؛ خط مشی ما مشكلی نداشته است.»
این خط در وادار كردن نیروها به اعتراف به خست و كم كاری و بی ایمانی و عدم باور به توانایی های خویش كه در جلسات عمومی انجام شد، نمود پیدا كرد. به رغم این كار، شكسته شدن رجوی در ذهن تعداد زیادی از نیروها باعث ریزش نیرو گردیده، تعداد كثیری از اعضا و هواداران سازمان جدا شدند. همچنین در این راستا شعار محوری سازمان هم كه «صلح و آزادی» بود زیر سوال رفت. در راستای همین بحث است كه رجوی همیشه در سخنرانی هایش پس از عملیات فروغ، تأكید می كند كه «ما زاییده جنگ نبودیم كه با صلح از بین برویم» و دائم بر این موضوع توقف و تأكید خاصی داشت، زیرا در ذهن افراد این سوال مطرح شد كه «ما برای تحقق صلح مبارزه می كردیم. اكنون كه صلح محقق شده چرا باید مبارزه كرد؟»
2- دیگر پیامد عملیات، محكومیت سازمان و عملیات فروغ از جانب گروه های اپوزیسیون بوده است. عمده گروه های مخالف جمهوری اسلامی، نظیر حزب دموكرات كردستان، چپی ها و سلطنت طلبان، عملیات فروغ را نتیجه توهمات و خیال پردازی های رجوی دانسته و حتی بعضی ها سازمان را عامل ایجاد وحدت در جمهوری اسلامی عنوان كرده اند.
3- پیامد دیگر عملیات فروغ جاویدان تلفات آن عملیات است. سازمان 1304نفر كشته را خود رسماً تأیید و با عكس و زندگینامه منتشر كرده است. تعداد مجروحان نیز بالغ بر 1500 نفر برآورد شد كه 700 نفر آنان معالجه سرپایی و سطحی داشته اند و 800 نفر بستری و بعضاً جان سپرده اند. بر اساس اعترافات دستگیرشدگان و عكس هایی كه از بعضی اجساد شناسایی شده تهیه گردیده است از مجموع 15 نفر هیئت اجرایی سازمان (مركزیت) حداقل 33 نفر از آنها در صحنه عملیات حضور داشته اند كه 16 نفر آنان كشته شده اند، لذا حجم ضربه به بدنه سازمان 50 تا 60 درصد بوده و به كادر مركزی سازمان حدود 30 درصد ضربه وارد شده است كه این تعداد علاوه بر تعداد مجروحان و از كارافتادگانی است كه به عقب انتقال داده شده اند.
رضا پورآگل، مهدی افتخاری و مهدی كتیرایی از جمله كشته شدگان مركزیت در این عملیات می باشند. تجهیزات منهدم شده سازمان در مجموع نبردهای عملیات فروغ جاویدان 612 خودرو از انواع مختلف، 72 تانك و زره پوش، 21 توپ 122میلی متری و 51 تفنگ 106 میلیمتری كه عمدتاً بدون خودرو حمل كننده بودند برآورد گردیده است. آمار غنایم نیز حدود 500 دستگاه انواع خودرو و مقادیر زیادی تجهیزات انفرادی و جمعی بوده است.
4- تنها پیامد مثبت این عملیات برای سازمان از بعد تبلیغاتی بوده است. یكی از محورهای اساسی در مانور تبلیغاتی و ژست تشكیلاتی آنان پیشروی نیروهای سازمان تا حوالی كرمانشاه است و همیشه روی این مطلب مانور تبلیغاتی می داده اند.
از زمان عملیات فروغ جاویدان تاكتیك های سازمان تغییرات فاحش داشته، اما استراتژی سازمان كاملاً حفظ شده است. سازمان معتقد است كه در عملیات فروغ جاویدان چون سازمان فقط به ارتش متكی بوده است، عملیات به شكست منجر شده است. در توجیه شكست عملیات، رجوی گفت:
«تمامی اتكای ما به ارتش و ایدئولوژی مان بود و روی عنصر سیاسی كار جدی صورت نداده ایم و آن را با قیام كربلا قیاس نمود كه امام حسین(ع) نیز تمامی اتكا را بر دو عنصر شمشیر و ایدئولوژی خود نهاد و از معادله های سیاسی چشم پوشی كرد!! و همین باعث شكست گردید!»



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1390/05/10 12:43
چقد طولانی بود
منتظر حضور گرم شما در تابستون داغ هستم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز : 31
  • بازدید دیروز : 27
  • بازدید این ماه : 54
  • بازدید ماه قبل :92
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
افسر جنگ نرم (فیضیه)
افسر جنگ نرم
free counters
Free counters Online User

خورشید

کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)

1.
Iranbloglist.com